کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقریع | کلماتور
معانی کلمه : تقریع
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1riʔ/
تلفظ :
[t'aq1Ri?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
التفریع فی الفروع
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
تسریع زدن
تسریع شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تقریع. [ ت َ ] ( ع مص ) از جایی برکندن قوم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). درشتی کردن. ( از اقرب الموارد ). || مضطرب و بی آرام ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بیقراری. ( غیاث اللغات ). || تر کردن شیرده سر بچه خود را از سر پستان دیگر و ذلک ؛ اذا کانت کثیرةاللبن فاذا اضع الفصیل خلفاً قطر اللبن من خلف الاخر فقرع رأسه قرعاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از...
فرهنگ عمید
سخت ملامت کردن، سرزنش کردن، سرکوفت دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) سرزنش کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) سرزنش کردن ملامت کردن . ۲ - ( اسم ) سرزنش بیغاره . جمع : تقریعات .
کلمات مرتبط
التفریع فی الفروع
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
تسریع زدن
تسریع شدن
نظرات