کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقریض | کلماتور
معانی کلمه : تقریض
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1riz/
تلفظ :
[t'aq1Riz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
طعنه و تعریض
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
تعریضتعریض شدن
تعریضگونه
تقریبا
تقریبا مربع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تقریض. [ ت َ ] ( ع مص ) شعر گفتن کسی را بمدح یا ذم. ضد است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
۱. بریدن، قطع کردن.
۲. شعر گفتن در مدح یا ذم کسی.
۳. مدح یا ذم کسی گفتن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بریدن ، قطع کردن . ۲ - شعر گفتن . ۳ - مدح کردن . ۴ - ذم گفتن (اضداد ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بریدن قطع کردن . ۲ - شعر گفتن . ۳ - مدح گفتن . ۴ - ذم گفتن ( اضداد ) . ۵ - ( اسم ) قطع . ۶ - مدح . ۷ - ذم . جمع : تقریضات .
مترادف و متضاد
۱. بریدن، قطع کردن
۲. شعر گفتن
۳. مدح کردن، ذم کردن
کلمات مرتبط
طعنه و تعریض
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
تعریضتعریض شدن
تعریضگونه
تقریبا
تقریبا مربع
نظرات