( مصدر ) ۱ - یکدیگر را قطع کردن برخورد کردن . ۲ - قطع کردن دو خط یکدیگر را در یک نقطه .
مترادف و متضاد
meet (فعل)مواجه شدن، پیوستن، برخورد کردن، تقاطع کردن، تلاقی کردن، یافتن، مواجه شدن با، ملاقات کردن، مصادف شدن باcross (فعل)قطع کردن، کج خلقی کردن، گذشتن، تقاطع کردن، عبور کردن، قلم کشیدن بروی، روبرو شدن، دورگه کردن، تلاقی کردن، پیوند زدنintersect (فعل)تقسیم کردن، تقاطع کردن، از وسط قطع کردنinterlace (فعل)در هم امیختن، بهم پیچیدن، تقاطع کردن، مشبک کردن، در هم بافتن، از هم گذراندنcrisscross (فعل)تقا...