کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفطن | کلماتور
معانی کلمه : تفطن
تلفظ بین المللی :
/tˈaftan/
تلفظ :
[t'aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سه تفنگدار
کمان تفنگی
پس زدن تفنگ
تسمه تفنگ
تفنن کردن
تفنگ بادی
تفنگ بادی بچگانه
تفنگ خفیف
تفنگ در کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تفطن. [ ت َ ف َطْ طُ ] ( ع مص ) دریافتن. دانستن. به فطانت درک کردن. || ( اِ ) زیرکی. هوشمندی.ج ، تفطنات. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به تفطین.
فرهنگ عمید
به فطانت درک کردن، با زیرکی و هوشیاری به مطلبی پی بردن.
فرهنگ معین
(تَ فَ طُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) دریافتن ، با هوشیاری مطلبی را فهمیدن .
فرهنگ فارسی
بفطانت درک کردن، جویاشدن، گمشده رابازجستن
۱ - ( مصدر ) در یافتن دانستن فطانت درک کردن . ۲ - ( اسم ) زیرکی هوشمندی . جمع : تفظنات .
کلمات مرتبط
سه تفنگدار
کمان تفنگی
پس زدن تفنگ
تسمه تفنگ
تفنن کردن
تفنگ بادی
تفنگ بادی بچگانه
تفنگ خفیف
تفنگ در کردن
نظرات