کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفضیح | کلماتور
معانی کلمه : تفضیح
تلفظ بین المللی :
/tˈafzih/
تلفظ :
[t'afzih]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انجمن ملی خدمات تفریحی
شنوایی شناسی تفریحات
صفت تفضیلی
عرصه های مناسب تفریحی
عرصه های نامناسب تفریحی
فرصت تفریحی
فعالیت تفریحی
قایق تفریحی
قایق تفریحی اتاق دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تفضیح.[ ت َ ] ( ع مص ) نیک رسوا کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فضیحت و رسوا کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || برآمدن بامداد. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
۱. رسوا کردن.
۲. رسوایی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) رسوا کردن .
مترادف و متضاد
۱. افتضاح، بدنامی، رسوایی، فضاحت
۲. رسواسازی
۳. رسوا کردن
کلمات مرتبط
انجمن ملی خدمات تفریحی
شنوایی شناسی تفریحات
صفت تفضیلی
عرصه های مناسب تفریحی
عرصه های نامناسب تفریحی
فرصت تفریحی
فعالیت تفریحی
قایق تفریحی
قایق تفریحی اتاق دار
نظرات