( تفسرة ) تفسرة. [ ت َ س ِرَ ] ( ع مص ) نگاه کردن طبیب بول را تا بمرض پی ببرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بول نگریستن طبیب جهت پی بردن بمرض. ( آنندراج ). || ( ع اِ ) قاروره و بول مریض و علامت مرض. ( ناظم الاطباء ). آب بیمار که از آن بیماری او را شناسند و گویند که قاروره ای است که بول بیمار در آن است برای نشان دادن بطبیب و آنرا دلیل نیز نامند چه احوال بدنی بیمار را برای ط...
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) ادرار بیمار که طبیب از تجزیه و معاینۀ آن پی به مرض می بُرد. ۲. (پزشکی ) قاروره. ۳. هرچیزی که انسان را به چیز دیگر دلالت کند.
فرهنگ معین
(تَ سِ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) پیشاب بیمار که پزشک از آزمایش آن پی به بیماری می برد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پیشاب بیمار که پزشک از معاینه و تجزی. آن مرض را کشف کند.۲- هر چیزیکه شخص را بچیزی دیگر دلالت کند .