Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تفسره

تلفظ بین المللی : /tˌafassˈoreː/ تلفظ :‌ [t,afass'oRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تفسه
  • تفره رهدن
  • تسره
  • تفره
  • تفسئه
  • تفسر
  • تفشره
  • تسرهنیتسه
  • تسرهونیتسه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( تفسرة ) تفسرة. [ ت َ س ِرَ ] ( ع مص ) نگاه کردن طبیب بول را تا بمرض پی ببرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بول نگریستن طبیب جهت پی بردن بمرض. ( آنندراج ). || ( ع اِ ) قاروره و بول مریض و علامت مرض. ( ناظم الاطباء ). آب بیمار که از آن بیماری او را شناسند و گویند که قاروره ای است که بول بیمار در آن است برای نشان دادن بطبیب و آنرا دلیل نیز نامند چه احوال بدنی بیمار را برای ط...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) ادرار بیمار که طبیب از تجزیه و معاینۀ آن پی به مرض می بُرد.
۲. (پزشکی ) قاروره.
۳. هرچیزی که انسان را به چیز دیگر دلالت کند.

فرهنگ معین

(تَ سِ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) پیشاب بیمار که پزشک از آزمایش آن پی به بیماری می برد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- پیشاب بیمار که پزشک از معاینه و تجزی. آن مرض را کشف کند.۲- هر چیزیکه شخص را بچیزی دیگر دلالت کند .

کلمات مرتبط

  • تفسه
  • تفره رهدن
  • تسره
  • تفره
  • تفسئه
  • تفسر
  • تفشره
  • تسرهنیتسه
  • تسرهونیتسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات