کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفت-دادن | کلماتور
معانی کلمه : تفت دادن
تلفظ بین المللی :
/tˈaft dˈɑdan/
تلفظ :
[t'aft d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تحت ازمایش یا نظر قرار دادن
تحت الشعاع قرار دادن
تحت تاثیر امونیاک قرار دادن
تحت تاثیر برق قرار دادن
تحت تاثیر قرار دادن
تحت تعقیب قانونی قرار دادن
تحت فشار شدید قرار دادن
تحت فشار قرار دادن
تحت نفوذ خود قرار دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تفت دادن. [ ت َ دَ ] ( ع مص ) کمی در تابه برشته کردن. کمی سرخ کردن. بی روغن و آبی حرارت دادن به چیزی ، در ظرفی برآتش نهاده. در آشپزی بودادن چنانکه آرد حلوا را در تابه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تفت دادن گوشت و مانند آن . کمی حرارت دادن تا رنگ آنها بگردد حرارت دادن.
مترادف و متضاد
نیمهسرخ کردن
حرارت دادن، داغ کردن
۱. حرارت دادن، داغ کردن
۲. نیمهسرخ کردن
کلمات مرتبط
تحت ازمایش یا نظر قرار دادن
تحت الشعاع قرار دادن
تحت تاثیر امونیاک قرار دادن
تحت تاثیر برق قرار دادن
تحت تاثیر قرار دادن
تحت تعقیب قانونی قرار دادن
تحت فشار شدید قرار دادن
تحت فشار قرار دادن
تحت نفوذ خود قرار دادن
نظرات