کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفاوض | کلماتور
معانی کلمه : تفاوض
تلفظ بین المللی :
/tafˈɑvoz/
تلفظ :
[taf'Avoz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رهبندی ورودی تفاضلی
گران رَوی تفاضلی
گرماسنجی پویشی تفاضلی
مابه التفاوت
بی تفاوت
بی تفاوتی
تفاضلی
تفاوت داشتن
تفاوت مکان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تفاوض. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) با یکدیگر انباز شدن در کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با یکدیگر انباز و برابر شدن در کار و مال. ( از اقرب الموارد ). || برابری : شرکة تفاوض ؛ انبازی برابر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
با یکدیگر انباز شدن در کار
کلمات مرتبط
رهبندی ورودی تفاضلی
گران رَوی تفاضلی
گرماسنجی پویشی تفاضلی
مابه التفاوت
بی تفاوت
بی تفاوتی
تفاضلی
تفاوت داشتن
تفاوت مکان
نظرات