کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تغوط | کلماتور
معانی کلمه : تغوط
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1vvot/
تلفظ :
[t'aq1vvot]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
امبواز توطیه
پیتسی توطیه
پر از توطئه
توطئه امیز
توطئه متقابل
توطئه چی
توطئه چیدن
توطئه چیدن برای کار بد
توطئه گر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تغوط. [ ت َ غ َوْ وُ ] ( ع مص ) حدث کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). در مغاکی رفتن قضای حاجت را و غایط کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): قضی الحاجةکابدی و احدث ، یقال : تغوط و بال. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
غایط کردن، پلیدی کردن، پلیدی انداختن، قضای حاجت کردن.
فرهنگ معین
(تَ غَ وُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پلیدی انداختن . ۲ - مدفوع کردن .
فرهنگ فارسی
غایطکردن، پلیدی کردن، پلیدی انداختن
( مصدر ) پلیدی کردن غایط کردن قضای حاجت کردن ریدن . جمع : تغوطات .
کلمات مرتبط
امبواز توطیه
پیتسی توطیه
پر از توطئه
توطئه امیز
توطئه متقابل
توطئه چی
توطئه چیدن
توطئه چیدن برای کار بد
توطئه گر
نظرات