تغلیظ. [ ت َ ] ( ع مص ) درشت کردن. ( زوزنی ). ستبر کردن. ( دهار ). درشت کردن بر کسی چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( صراح ). ستبر کردن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). || تأکید و تقویت و تشدید و تأکید سوگند: غلظ علیه فی الیمین ؛ شدد و اکد و منه قولهم اخذ منه میثاقاً غلیظاً. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به غلیظ و سوگندان غلیظ شود....
فرهنگ عمید
۱. غلیظ کردن. ۲. ستبر کردن. ۳. [قدیمی] چیزی را بر کسی سخت و درشت کردن. ۴. [قدیمی] سخن درشت گفتن به کسی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - غلیظ کردن . ۲ - سخن درشت گفتن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) غلیظ کردن سفت کردن سخت و درشت ساختن . ۳ - سخن درشت گفتن درشتی کردن . ۳ -( اسم ) درشت سازی . ۴ - سخن درشت گویی درشت گویی . جمع : تغلیظات .
مترادف و متضاد
ستبر کردن
سفت کردن، غلیظ کردن
درشتی کردن، سخن درشتگفتن
۱. سفت کردن، غلیظ کردن ۲. ستبر کردن ۳. درشتی کردن، سخن درشتگفتن
concentration (اسم)مراقبت، تغلیظ، جمع شدگیdoping (اسم)تغلیظ، ناخالص سازیcondensation (اسم)خلاصه، تغلیظ، جمع شدگی، چگالش، تکاثف...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تغلیظ یعنی سختگیری و در تنگنا قرار دادن کسی.
از آن به مناسبت در بابهای امر به معروف و نهی از منکر، قضاء، حدود و دیات سخن رفته است.تغلیظ یا گفتاری است یا رفتاری. اوّلی نیز گاه با تغلیظ زمانی و مکانی هر دو همراه است و گاه با یکی از آن دو.← تغلیظ گفتاری (قولی) ۱. ↑ تحریر الوسیلة ج۱، ص۴۷۸. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴۸. ...wikifeqh: تغلیظ...