( تغذیة ) تغذیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) خورش دادن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پرورانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پروردن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بریدن شتر کمیز را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بریدن و روان شدن بول شتر. ( آنندراج ). و در اساس غذی ببوله ؛ رمی ب...
فرهنگ عمید
۱. غذا دادن، خوراک دادن. ۲. غذا جذب کردن.
فرهنگ معین
(تَ یِ ) [ ع . تغذیة ] ۱ - (مص م . ) خورانیدن ، غ ذا دادن . ۲ - (اِمص . ) خوردن .
دانشنامه آزاد فارسی
تغذیه (nutrition)راهکار هر اندام واره ای برای به دست آوردن مواد شیمیایی مورد نیاز زندگی، رشد و بازآفرینی. این مواد شیمیایی، مواد غذایی اند که از محیط زیست، نظیر نمک های کانی یا مواد شیمیایی ساخته شده در گیاه یا بدن حیوان، جذب می شوند. علم تغذیه به بررسی تأثیر غذا بر حیات جانداران و سلامت و بیماری آنان می پردازد. مطالعۀ مواد مغذی اصلی و ضروری، حضور این مواد در جیرۀ غذایی، و تأثیر پختن و نگهداری بر ...
فرهنگ فارسی
خوراک
غذادادن، خوراک دادن، غذاجذب کردن ۱ - ( مصدر ) خورش دادن خورانیدن خوراک دادن . ۲ - خوردن . خورش دادن پرورانیدن
دانشنامه عمومی
نیاز انسان به خوراک یکی از احتیاجات ذاتی یا فیزیولوژیک است که مهم ترین عامل بقای زندگی و طول عمر می باشد. احتیاج به خوراک دائمی است و ارگانیسم را مجبور می کند تا برای بدست آوردن خوراک و رفع گرسنگی کوشش کند.سوءهاضمهگیاه خواریدستگاه گوارشخوردنی های تابوتغذیه صحیح رشد را میسر می سازد، به تندرستی و طول عمر می انجامد و با تأثیر بر روی مغز و روان سبب رشد فکری می گردد.غذای انسان باید شامل پروتئین ها، چرب...
{recharge, intake, replenishment} [زمین شناسی] فرایند طبیعی یا مصنوعی افزوده شدن آب به آبخوان ها {nutrition} [تغذیه] فرایند دریافت غذا و استفاده از آن در موجودات زنده