کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعییب | کلماتور
معانی کلمه : تعییب
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔiːb/
تلفظ :
[t'a?i:b]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عامل تعیین کننده
علی التعیین
فرایند تعیین هدف
فهرست تعیین هدف
لاعلی التعیین
مبنای تعیین کرایه
مرحلۀ تعیین کنندۀ سرعت
با قطب نما تعیین کردن
تحت تعقیب قانونی قرار دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تعییب. [ ت َع ْ ] ( ع مص ) معیوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). عیبناک ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || به عیب منسوب نمودن کسی را. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعیب شود.
فرهنگ عمید
معیوب کردن، عیب دار کردن چیزی، به عیب نسبت دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - معیوب ساختن . ۲ - به عیب نسبت دادن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) عیب دار کردن معیوب ساختن . ۲ - بعیب نسبت دادن . جمع : تعییبات .
کلمات مرتبط
عامل تعیین کننده
علی التعیین
فرایند تعیین هدف
فهرست تعیین هدف
لاعلی التعیین
مبنای تعیین کرایه
مرحلۀ تعیین کنندۀ سرعت
با قطب نما تعیین کردن
تحت تعقیب قانونی قرار دادن
نظرات