کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعمیق | کلماتور
معانی کلمه : تعمیق
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔmiq1/
تلفظ :
[t'a?miq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
راهنمای تعمیرات سازه
التعلیقات
سامانۀ تعلیق
سامانۀ تعلیق هوایی
غدد تعریقی
غسل تعمید
مختصات تعمیم یافته
ایین تعمید مسیحیان
ایین غسل تعمید و نامگذاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تعمیق. [ ت َ ] ( ع مص ) ژرف کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ژرف گردانیدن. ( زوزنی ). مغاک کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || به استقصا نگریستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). دور اندیشیدن در کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دور اندیشیدن در کاری و غور کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): عمق النظر فی الامور؛ بالغ. ( اقرب الموارد )....
فرهنگ عمید
۱. گود کردن.
۲. [مجاز] غور کردن، دوراندیشی کردن در امری.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ژرف اندیشی .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) گود کردن ژرف کردن . ۲ - غور کردن در امری ژرف اندیشیدن . ۳ - ( اسم ) ژرف اندیشی . جمع تعمیقات .
فرهنگ فارسی ساره
ژرفایش
کلمات مرتبط
راهنمای تعمیرات سازه
التعلیقات
سامانۀ تعلیق
سامانۀ تعلیق هوایی
غدد تعریقی
غسل تعمید
مختصات تعمیم یافته
ایین تعمید مسیحیان
ایین غسل تعمید و نامگذاری
نظرات