تعلیقه. [ ت َ ق َ ] ( ع اِ ) دفعه. || آنچه بر حاشیه کتاب از شرح و نحو آن افزایند.ج ، تعالیق. ( از اقرب الموارد ). چیزی چون حاشیه که برای تکمیل یا توضیح یا تصحیح کتابی نویسند. ج ، تعلیقات. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تتمه و حاشیه و فهرست. ( ناظم الاطباء ). || در تداول فارسی ، نامه. ( یادداشت دهخدا ). دفتر و مکتوبی که از جانب شخص بزرگی نوشته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). در ایران نوشته پادشاهان را رق...
فرهنگ عمید
شرحی که در حاشیۀ کتاب یا نامه نوشته شود، آنچه بر حاشیه کتاب بنویسند.
فرهنگ معین
(تَ قِ ) [ ع . تعلیقة ] (اِ. ) شرحی که در حاشیه کتاب یا رساله نوشته شود. ج . تعالیق .
فرهنگ فارسی
مخلوطی از ذرات ریز جامد یا مایع که در یک مایع یا گاز معلق باشد
آنچه برهامش کتاب بنویسند، شرحی که درحاشیه کتاب، یانامه نوشته شود، جمع تعالیق ( اسم ) شرحی که در حاشیه یا ذیل کتاب یا رساله نوشته شود . جمع : تعالیق .
دانشنامه عمومی
تعلیقه (زبان یونانی باستان: σχόλιον) و (به انگلیسی: Scholia) شرح یا تفسیر دستوری، انتقادی یا اظهارنظر اصلی یا از پیش موجودی است که به صورت حاشیه نگاری در حاشیه نسخه های خطی نویسنده های باستانی به عنوان حاشیه نگاشته شده است. دهخدا تعلیقه را «آن چه بر حاشیه کتاب از شرح و نحو آن افزایند»، گفته است. به کسی که تعلیقه می نویسد، تعلیقه نویس گویند. قدیمی ترین استفاده از این کلمه (Scholia) به سده اول پیش ا...
فرهنگستان زبان و ادب
{suspension} [شیمی، مهندسی بسپار] مخلوطی از ذرات ریز جامد یا مایع که در یک مایع یا گاز معلق باشد