کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعفیر | کلماتور
معانی کلمه : تعفیر
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔfir/
تلفظ :
[t'a?fiR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
راهنمای تعمیرات سازه
احتیاج به تعمیر
بد تعبیر کردن
تد تعبیر کردن
تعبیر دراوردن
تعبیر شدن
تعبیر هجو امیز
تعبیر کردن
تعبیرگو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تعفیر. [ ت َ ] ( ع مص ) آمیختن گوسپندان سیاه را با گوسپندان سپید سرخی مایل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خاک آلوده کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || در خاک گردانیدن. ( زوزنی ). در خاک غلطانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال : لمن اُذل قد عفر و ارغم. ( اقرب الموارد ). || در زیر خاک دفن کردن. ( منتهی الارب ) ( ...
فرهنگ عمید
۱. گوشت را در آفتاب بر روی ریگ خشک کردن.
۲. به خاک مالیدن، خاک آلوده کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) به خاک مالیدن ، خاک آلود کردن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) بخاک مالیدنخاک آلود کردن در خاک مالیدن . ۲ -( اسم ) خاک مالی . جمع : تعفیرات .
کلمات مرتبط
راهنمای تعمیرات سازه
احتیاج به تعمیر
بد تعبیر کردن
تد تعبیر کردن
تعبیر دراوردن
تعبیر شدن
تعبیر هجو امیز
تعبیر کردن
تعبیرگو
نظرات