کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعطیل-شدن | کلماتور
معنی کلمه : تعطیل شدن
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔtil ʃˈodan/
تلفظ :
[t'a?til S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جرح و تعدیل شدن
تبدیل به گاز یا بخار شدن
تبدیل شدنی
تعطیل
تعطیل اخر هفته
تعطیل اخر هفته را گذراندن
تعطیل مذهبی
تعطیل موقتی
تعطیل کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
منحلشدن، برچیده شدن
متوقف شدن (کار، فعالیت)
۱. منحلشدن، برچیده شدن
۲. متوقف شدن (کار، فعالیت)
shut (فعل)بستن، مسدود کردن، پایین اوردن، بسته شدن، تعطیل کردن، تعطیل شدن، برهم نهادن، جوش دادنshut down (فعل)بستن، بسته شدن، تعطیل کردن، تعطیل شدنprorogate (فعل)بتعویق انداختن، تمدید کردن، تعطیل کردن، تعطیل شدنprorogue (فعل)بتعویق انداختن، تعطیل کردن، تعطیل شدن...
کلمات مرتبط
جرح و تعدیل شدن
تبدیل به گاز یا بخار شدن
تبدیل شدنی
تعطیل
تعطیل اخر هفته
تعطیل اخر هفته را گذراندن
تعطیل مذهبی
تعطیل موقتی
تعطیل کردن
نظرات