معانی کلمه : تعزیر
لغت نامه دهخدا
تعزیر. [ ت َ ] (ع اِ) ضربی که کمتر از حد باشد و یا سخت ترین ضرب . (ناظم الاطباء). تأدیب کمتر از حد. (از اقرب الموارد). سیاست و عقوبت .
فرهنگ عمید
۱. نکوهش کردن، ملامت و سرزنش کردن.
۲. ادب کردن.
۳. چوب زدن.
۲. ادب کردن.
۳. چوب زدن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) گوشمالی دادن ، ادب کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نکوهش کردن، ملامت وسرزنش کردن، ادب کردن، چوب زدن
۱ -( مصدر ) نکوهش کردن ملامت کردن . ۲ - مالیدن مالش دادن گوشمال دادن ادب فرمودن مجازات کردن . ۳ -( اسم ) گوشمال . جمع : تعزیرات .
۱ -( مصدر ) نکوهش کردن ملامت کردن . ۲ - مالیدن مالش دادن گوشمال دادن ادب فرمودن مجازات کردن . ۳ -( اسم ) گوشمال . جمع : تعزیرات .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
۱. تادیب، تنبیه، کیفر، گوشمالی، مجازات
۲. ضرب کمتر از حد
۳. ادب کردن
۴. مجازات کردن
