(جمع آن تعارفها و تعارفات است)، خوشآمد گویی، اظهار حرفهای خوشایند، اظهار احترام
تکلف
تعارف دادن
to give a present of gift to
تعارف بی جا
unnecessary ceremony, flummery
بی تعارف
without formalities, casual, frank, frankly
تعارف شاه عبدالعظیمی
an insincere offer or invitation
تکلف
چربزبانی
پیشکش کردن
خوشامد گفتن
پیشکش، عطا، هدیه
شیرینزبانی، مهربانی
۱. چربزبانی،
۲. شیرینزبانی، مهربانی
۳. پیشکش، عطا، هدیه
۴. تکلف
۵. پیشکش کردن،
۶. خوشامد گفتن
پیشکش کردن