کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تطلیق | کلماتور
معانی کلمه : تطلیق
تلفظ بین المللی :
/tˈatliq1/
تلفظ :
[t'atliq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
التعلیقات
زبان شناسی تطبیقی
سامانۀ تعلیق
سامانۀ تعلیق هوایی
گواهی تطبیق
مدار تعادل و تطبیق
مدیریت تطبیقی
بحالت تعلیق دراوردن
تطبیق دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تطلیق.[ ت َ ] ( ع مص ) گشنی دادن خرمابن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || بازگردیدن روح مارگزیده در بدن او و سلامت یافتن و آرمیدن درد او. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || طلاق دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رها کردن زن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) : پس دوستی به وی نا...
فرهنگ عمید
۱. رها کردن.
۲. خانوادۀ خود را رها کردن.
۳. زن خود را طلاق دادن و رها کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - رها کردن . ۲ - طلاق دادن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) رها کردن هشتن . ۲ - طلاق گفتن ( همسر ) .
کلمات مرتبط
التعلیقات
زبان شناسی تطبیقی
سامانۀ تعلیق
سامانۀ تعلیق هوایی
گواهی تطبیق
مدار تعادل و تطبیق
مدیریت تطبیقی
بحالت تعلیق دراوردن
تطبیق دادن
نظرات