تضمین. [ ت َ ] ( ع مص ) چیزی را به پایندانی فرا کسی دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). چیزی را به ضمان دادن.( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || پذیرانیدن و تاوان دادن او را آن چیز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پذیرانیدن و ضامن گردانیدن کسی را. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). غرامت دادن کسی چیزی را. ( از اقرب الموارد ). || در پناه و جای آوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در پناه ...
فرهنگ عمید
۱. برعهده گرفتن تاوان و غرامت، تاوان دادن. ۲. در پناه خود درآوردن. ۳. چیزی را در ظرفی قرار دادن، گنجانیدن. ۴. (ادبی ) آوردن یک بیت یا مصراع از شاعر دیگر در شعر خود. اگر آن شعر از شاعر معروفی باشد حاجت به بردن نام او نیست والا باید به نام گویندۀ آن اشاره کرد.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بر عهده گرفتن تاوان ، ضمانت کردن . ۲ - بیتی یا مصراعی که شاعری از شاعر دیگر در شعر خود بیاورد.
دانشنامه آزاد فارسی
تَضمین(در لغت به معنی گنجاندن) در اصطلاح بدیع، آوردن کلام گوینده ای دیگر در کلام خود. بدین معنی که شاعر شعر دیگری را درخلال شعر خود، به مناسبت و به ضرورت، بیاورد تا، به کمک آن، سخن خود را محکم و زیبا سازد: چه خوش گفت فردوسی پاک زاد/که رحمت بر آن تربت پاک باد: «میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است» (سعدی) شرط اصلی تضمین آن است که گوینده باید حتماً، آشکارا یا به کنایه، به این ن...
فرهنگ فارسی
تعهد سازنده یا فروشندۀ کالا در قبال خریدار برای ارائۀ خدمات پس از فروش در طی مدت مشخص متـ . ضمانت
۱ - ( مصدر ) بر عهده گرفتن تاوان ضامن شدن پذرفتاری کردن . ۲ - درپناه خود در آوردن . ۳ - در ظرفی قرار دادن ( چیزی را ) ۴ - ( ادب ) آوردن مصراع بیت یاابیاتی ازشعردیگران درضمن شعرخود اگر شعر مشهور و شاعر آن شناخته باشد احتیاجی بذکر نام آن شاعر نیست والا باید نام او را ذکر کرد تا(( سرقت ) ) محسوب نش...
دانشنامه عمومی
تضمین از آرایه های ادبی و به معنی آوردن آیه، حدیث، یا سخن مشهور در بین سخن است. هم چنین، اگر شاعر، تمامی مصراع یا بیتی را از شاعری دیگر در سخن خود بیاورد، تضمین خوانده می شود. اگر شاعر یا نویسنده ای مثلی را که پیش از وی رواج داشته، در میان نوشته یا سروده خود بیاورد نیز تضمین خوانده می شود.همایی، استاد جلال الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، ان...
[ویکی فقه] تضمین (ابهام زدایی). تضمین ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تضمین قرآن، اقتباس بخشی از قرآن در کلام• تضمین (علوم قرآنی)، تحمل معنای فعل توسط فعل دیگر، و همچنین در اسم یا حرف• تضمین (اصول)، فهماندن معنای یک کلمه در ضمن کلمه دیگر• تضمین (علم نحو)، اصطلاحی در نحو عربی• تضمین (علم بدیع)، اصطلاحی در علم بدیع...wikifeqh: متعدی می شود.تضمین در اسمتضمین در اسم به این معنا است که یک ا...
فرهنگ فارسی ساره
پایندانی، پشتیبان
فرهنگستان زبان و ادب
{guaranty, warranty} [عمومی] تعهد سازنده یا فروشندۀ کالا در قبال خریدار برای ارائۀ خدمات پس از فروش در طی مدت مشخص
متـ . ضمانت