تضرع. [ ت َ ض َرْ رُ ] ( ع مص ) زاری کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( غیاث اللغات )( آنندراج ). زاری نمودن به سوی خدا و عجز و خواری کردن و حاجت خواستن از وی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ) : خود را اندرافکن و به خواهش و تضرع و زاری پیش این کار شو. ( تاریخ بیهقی ). بسیار تضرع نمودند [ ماهیها ]. ( کلیله و دمنه ).آنگه به نوحه باز پس آیید...
فرهنگ عمید
۱. زاری کردن. ۲. خواری و فروتنی کردن.
فرهنگ معین
(تَ ضَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - زاری کردن . ۲ - التماس کردن .
فرهنگ فارسی
زاری کردن، خواری وفروتنی کردن ۱ -( مصدر ) خواری کردن فروتنی کردن . ۲ - زاری کردن . ۳ - التماس کردن . ۴ - ( اسم ) فروتنی . ۵ - التماس . جمع : تضرعات .
[ویکی فقه] تضرّع یعنی اظهار ذلت و خشوع.
در برخی روایات به معنای حرکت دادن انگشت سبابه دست راست به سمت چپ و راست آمده و به مناسبت در باب صلات به آن اشاره شده است.تضرع و زاری به سوی خداوند درهر حال بویژه در نماز استسقاء و خطبه آن، نیز هنگام استخاره، در سجده شکر، زمان وقوف در مشعر الحرام، هنگام بیتوته در منی در شب عرفه و در عرفات در روز عرفه wikifeqh: خشوع و در برخی روایات به معنای حرکت دادن انگشت س...