کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصویه | کلماتور
معنی کلمه : تصویه
تلفظ بین المللی :
/tasˈuːje/
تلفظ :
[tas'u:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دُش نمایی تصویر
دید تصویری
ذخیره سازی تصویر
رادار تصویربرداری
راست تصویر
التصفیه فی احوال المتصوفه
رده بندی تصویر
رطوبت سنج تهویه ای
رواداشت روزانۀ توصیه شده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تصویة. [ ت َص ْی َ ] (ع مص ) خشک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خشک کردن پستان ناقه ز بهر فربهی . (تاج المصادر بیهقی ). شیر نادوشیدن ناقه و مانند آن را تا فربه شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بار ناکردن شتر را و بمراد او گذاشتن تا گشن قوی گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شتر برای گشنی پروردن ...
کلمات مرتبط
دُش نمایی تصویر
دید تصویری
ذخیره سازی تصویر
رادار تصویربرداری
راست تصویر
التصفیه فی احوال المتصوفه
رده بندی تصویر
رطوبت سنج تهویه ای
رواداشت روزانۀ توصیه شده
نظرات