کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصوری | کلماتور
معانی کلمه : تصوری
تلفظ بین المللی :
/tˌasavvˈori/
تلفظ :
[t,asavv'oRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
طرح واره تصوری
استعمال افهامی تصوری
دلالت تصوری
صدق و کذب در علوم تصوری
ظهور تصوری
مبادی تصوری اصول فقه
تصوریدن
دُش نمایی تصویر
دید تصویری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تصوری. [ ت َ ص َوْ وُ ] ( ص نسبی ) منسوب به تصور. خیالی. وهمی. ( ناظم الاطباء ). || مقابل تصدیقی. رجوع به تصور ( اصطلاح منطق ) شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به تصور.۱ - آنچه مبتنی بر تصور باشد . ۲ - خیالی فرضی .
منسوب به تصور مقابل تصدیقی
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
خیالی، فرضی، موهوم، وهمی ≠ تصدیقی، واقعی
imaginary (صفت)خیالی، وهمی، تصوری، موهوم، پنداری، انگاشتیunrealistic (صفت)خیالی، واهی، وهمی، تصوری، غیر واقعیunreal (صفت)خیالی، واهی، وهمی، تصوری، غیر واقعیromantic (صفت)خیالی، واهی، تصوریimaginable (صفت)قابل درک، تصور کردنی، تصوری، قابل تصور، انگاشتنی، وابسته به تصورات و پندارهاimaginal (صفت)قابل درک، تصور کردنی، تصوری، قابل تصور، انگاشتنی، وابسته به...
کلمات مرتبط
طرح واره تصوری
استعمال افهامی تصوری
دلالت تصوری
صدق و کذب در علوم تصوری
ظهور تصوری
مبادی تصوری اصول فقه
تصوریدن
دُش نمایی تصویر
دید تصویری
نظرات