کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصمیم-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : تصمیم داشتن
تلفظ بین المللی :
/tˈasmim dˈɑʃtan/
تلفظ :
[t'asmim d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
محفوظ داشتن تامین کردن
تصمیم
تصمیم پیش خود
تصمیم گرفتن
تصمیم گیرنده
تصمیم دووجهی
تصمیم گیری
تصمیم گیر ارشد
تصمیم گیری در حالت خشم و حرف زدن با خود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تصمیم داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) عزم داشتن. اراده داشتن. قصد داشتن : او تصمیم دارد که این کار را بکند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آهنگ داشتن قصد انجام دادن کاری داشتن .
مترادف و متضاد
mind
(فعل)
ذکر کردن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، بخاطر آوردن، تذکر دادن، اعتناء کردن به، مراقب بودن، یاداوری کردن، تصمیم داشتن
کلمات مرتبط
محفوظ داشتن تامین کردن
تصمیم
تصمیم پیش خود
تصمیم گرفتن
تصمیم گیرنده
تصمیم دووجهی
تصمیم گیری
تصمیم گیر ارشد
تصمیم گیری در حالت خشم و حرف زدن با خود
نظرات