تصغیر. [ ت َ ] ( ع مص ) خرد گردانیدن چیز یاکسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کوچک کردن. ( آنندراج ). خرد کردن. ( دهار ). تحقیر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( اقرب الموارد ). || در تداول علم صرف جاری کردن اسم را بر فُعَیل و نحوآن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). مصغر ساختن کلمه یعنی حرف اول را ضم دادن و دوم را فتح و بعد ازحرف دوم «یا» درآوردن چون «رجیل » بالضم و الفتح....
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) در دستور زبان، کوچک کردن معنی کلمه با اضافه کردن ادات تصغیر از قبیل «چه»، «ک»، و «و»، مانند دریاچه، پسرک، دخترو. ۲. [قدیمی] کوچک کردن، خرد و حقیر کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - کوچک کردن . ۲ - کوچک کردن معنی واژه ای به وسیلة ادات تصغیر، مانند «چه » «ک ».
فرهنگ فارسی
کوچک کردن، خردکردن، حقیرکردن، مصغرساختن ۱ - ( مصدر ) کوچک کردن حقیر کردن خوار داشتن . ۲ - کوچک کردن معنی کلمه بوسیل. ادات تصغیر : الف - ک : مردک پسرک . ب - چه : دریاچه دفترچه . ج - و : دخترو گردو . جمع : تصغیرات .
مترادف و متضاد
استحقار، تحقیر، خوارداشت، کوچکشماری ≠ تعظیم
۱. استحقار، تحقیر، خوارداشت، کوچکشماری ≠ تعظیم ۲. حقیر کردن، خوار داشتن ≠ بزرگ داشتن ۳. کوچک کردن ≠ تعظیم
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تصغیر، مبحثی در قواعد عربی و دستور زبان فارسی و ترکی است.تصغیر از مباحث صرف اسم در عربی است.دستورنویسان عرب از این عنوان بیش تر خردی و کوچکی را در نظر داشته و تصغیر را مترادف تحقیر دانسته اند تصغیر به این معانی (حقیقی و مجازی)دلالت می کند: ۱) کوچکی چیزی که درباره آن صحبت می کنیم، مانند «دُوَیْرَه» (خانه کوچک) به جای «دار» ( خانه )؛ ۲) حقارت و کوچکی چیزی از دیدگاه گوینده که ممکن است در و...