تصاعد. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص )دشوار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ببالا برشدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از اقرب الموارد ). بالا برآمدن بر جای بلند.( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِ مص ) بالاروی و بالارفتگی و صعود. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح ریاضی ) تصاعد در علم ریاضی بر دو قسم است :الف - تصاعد حسابی : هرگاه سلسله ای از اعداد پیاپی یکدیگر نوشته شده باشد هر یک...
فرهنگ عمید
۱. صعود کردن، بالا رفتن، بالا برآمدن. ۲. بالا رفتن چیزی به نسبت و درجۀ معینی.
فرهنگ معین
(تَ عُ ) [ ع . ] (مص ل . ) صعود کردن ، بالا رفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَصاعُد (progression)دنبالهای از اعداد که هریک از آن ها رابطۀ خاصی با عدد قبل از خود دارد. در تصاعد حسابی، تفاضل هر عدد و عدد قبلی اش همواره مقدار ثابتی است، مانند ۲، ۴، ۶، ۸،.... در تصاعد هندسی، نسبت هر عدد به عدد قبلی اش همواره مقدار ثابتی است، مانند ۳، ۶، ۱۲، ۲۴،.... تصاعد هم ساز مرکب از اعدادی است که عکسهای آن ها تصاعد حسابی تشکیل می دهند، مانند ۱، ۲/۱، ۳/۱، ۴/۱،....wikijoo: تصاعد...
فرهنگ فارسی
صعودکردن، بالارفتن، بالابر آمدن، بالارفتن به حدی۱-( مصدر ) صعود کردن بالا رفتن بر رفتن . ۲- ( اسم ) صعود. ۳- رشت. اعدادی که نسبت هر دو تای پیاپی از آنها مقداری ثابت باشد ( که آنرا قدر نسبت گویند ) و آن بر دو قسم است : الف - تصاعد عددی - آنست که تفاضل هر دو عدد پیاپی آن مقداری ثابت باشد مثلا ۸ ۶ ۴ ۲ که تفاضل هر دو عدد متوالی ۲ است . ب - تصاعد هندسی - آنست که خارج قسمت هر دو عدد متوالی آن مقدار ثابت...
مترادف و متضاد
افزایش، بالاروی، صعود ≠ نزول
۱. افزایش، بالاروی، صعود ≠ نزول ۲. بالا رفتن، افزایش یافتن ≠ کاهش یافتن، کم شدن ۳. برآمدن، صعود کردن ۴. برخاستن، متصاعد شدن