کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصادفا | کلماتور
معانی کلمه : تصادفا
تلفظ بین المللی :
/tˌasɑdˈofan/
تلفظ :
[t,asAd'ofan t,asAd'ofan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
تصادفاً
تصادفا برخورد کردن
تصادفات
سامانۀ اطلاع رسانی خودکار تصادف
شمارۀ تصادفی اصالت سنجی
ضریب کاهش تصادف
عدم قطعیت تصادفی
فرایند تصادفی
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
( تصادفاً )
تصادفاً. [ ت َ دُ فَن ْ ] ( ع ق ) ناگهان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). بناگاه.
فرهنگ فارسی
ناگهان بناگاه
مترادف و متضاد
haply
(قید)
شاید، احتمالا، تصادفا
hit-or-miss
(قید)
اتفاقا، تصادفا، برحسب تصادف
en passant
(قید)
تصادفا
فرهنگ فارسی ساره
پیشامد
کلمات مرتبط
تصادفاً
تصادفا برخورد کردن
تصادفات
سامانۀ اطلاع رسانی خودکار تصادف
شمارۀ تصادفی اصالت سنجی
ضریب کاهش تصادف
عدم قطعیت تصادفی
فرایند تصادفی
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
نظرات