تشویش. [ ت َش ْ ] ( ع مص ) شوریده گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ). شوریده بکردن. ( زوزنی ) ( دهار ). شوریده کردن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پریشان کردن. ( غیاث اللغات ). در قاموس آمده است که تشویش و مشوش و تشوش همگی لحن اند و صواب تهویش و تهوش و مهوش است. ( از منتهی الارب ). و این عربی الاصل نیست و فارسیان بمعنی رنج و محنت با لفظ داشتن و خ...
فرهنگ عمید
۱. آشفتگی، بی آرامی. ۲. [قدیمی] درهم کردن، به هم زدن. ۳. [قدیمی] پراکندن. ۴. [قدیمی] شوریده ساختن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) شوریده کردن ، اضطراب .
فرهنگ فارسی
شوریده ساختن، درهم کردن، بهم زدن، پراکندن ۱- ( مصدر ) شوریده کردن در هم کردن پریشان ساختن . ۲-( اسم ) پریشانی آشفتگی . جمع : تشویشات .