معانی کلمه : تشدید
لغت نامه دهخدا
تشدید. [ ت َ ] (اِ) علامتی چون سرسین « ّ » که بر روی حرفی گذارند تا مشدد تلفظ شود. (یادداشت مرحوم دهخدا). نام علامت املایی مانند دندانه های سین که چون آن را بر بالای حرفی گذارند آن حرف دو مرتبه خوانده شود. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
فرهنگ عمید
۱. سخت کردن.
۲. استوار کردن.
۳. قوی کردن.
۴. مشدد ساختن کلمه.
۵. (اسم ) علامتی به شکل «ــّـ» و مانند دندانۀ «ﺳ » که بالای حرفی گذاشته شود تا آن حرف مشدد تلفظ شود.
۲. استوار کردن.
۳. قوی کردن.
۴. مشدد ساختن کلمه.
۵. (اسم ) علامتی به شکل «ــّـ» و مانند دندانۀ «ﺳ » که بالای حرفی گذاشته شود تا آن حرف مشدد تلفظ شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سخت گرفتن . ۲ - استوار کردن . ۳ - تکرار کردن یک حرف ، با گذاشتن نشانه (ُ ) بر بالای آن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
سخت کردن، استوارکردن، قوی کردن، مشددساختن کلمه
۱- ( مصدر ) سخت گرفتن سخت کردن . ۲- استوار کردن . ۳- تکرار کردن یک حرف شده دادن بحرف . ۴ - ( اسم ) سخت گیری . ۵- ( اسم ) علامت که بر بالای حرف گذارند ونشانه. تکرارحرف است . جمع : تشدیدات .
علامتی چون سر سین که بر روی حرفی گذارند تا مشدد تلفظ شود
۱- ( مصدر ) سخت گرفتن سخت کردن . ۲- استوار کردن . ۳- تکرار کردن یک حرف شده دادن بحرف . ۴ - ( اسم ) سخت گیری . ۵- ( اسم ) علامت که بر بالای حرف گذارند ونشانه. تکرارحرف است . جمع : تشدیدات .
علامتی چون سر سین که بر روی حرفی گذارند تا مشدد تلفظ شود
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تشیید، تقویت، سختگیری ≠ تسهیل، تخفیف
۱. تشیید، تقویت، سختگیری ≠ تسهیل، تخفیف
۲. رزنانس
۳. مشددسازی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{exacerbation} [پزشکی] افزایش شدت بیماری و علائم و نشانه های آن
{resonance} [شیمی] فرایندی که در آن بسامد تابش الکترومغناطیسی حاصل از یک منبع با بسامد جهش های الکترونی یا مغناطیسی یک نمونه مطابقت کند
{resonance} [شیمی] فرایندی که در آن بسامد تابش الکترومغناطیسی حاصل از یک منبع با بسامد جهش های الکترونی یا مغناطیسی یک نمونه مطابقت کند
