تشابه. [ت َ ب ُ ه ْ ] ( ع مص ) بهم مانیدن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( مجمل اللغة ). بیکدیگر مانند شدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). مانند شدن یقال تشابها یعنی به همدیگر مانند شدند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بهمدیگر مانند شدن. ( آنندراج ) ( از متن اللغة ). بیکدیگر مانند شدن به حدی که موجب اشتباه گردد. ( از اقرب الموارد ). بیکدیگر شبیه بودن. ( از المنجد ). || پوشیده شدن. ( مجمل اللغة ). ||...
فرهنگ عمید
۱. به یکدیگر شبیه شدن. ۲. مانند هم بودن.
فرهنگ معین
(تَ بُ ) (مص ل . ) به هم مانند بودن .
فرهنگ فارسی
به یکدیگرشبیه شدن، بهم مانندبودن، مانندهم بودن ۱- ( مصدر ) بهم مانند بودن بیکدیگر شبیه بودن . ۲ -( اسم ) همانندی . جمع : تشابهات .
دانشنامه عمومی
تشابه (هندسه). هنگامی دو شکل هندسی متشابه هستند که هم شکل باشند. یعنی در صورتی دو شکل هندسی را متشابه می نامیم که با استفاده از عملیاتی چون تغییر مقیاس، دوران، انتقال یا بازتاب محوری بتوان یکی را به دیگری تبدیل نمود.زوایای متناظر برابر هستند.گاهی اوقات تشخیص تشابه دو شکل هندسی دشوار است؛ زیرا ممکن است نیاز به اعمال دوران، انتقال یا بازتاب محوری نیز باشد.اگر قسمتی از یک شکل با کل شکل مشابه باشد ا...
[ویکی الکتاب] معنی تَشَابَهَ: شبیه به هم است(منظور این است که با معانی دیگری غیر از قصد اصلی نیز می توان آن را معنی کرد ولی با کمک گرفتن از آیاتی که فقط یک معنی از آنها استنباط می شود و محکمات می باشند معنی اصلی آیات متشابه نیز آشکار می گردد مثلاً ممکن است کسی با توجه به عبارت "ی...معنی تَشَابَهَ عَلی: مشتبه شده برریشه کلمه: شبه (۱۲ بار)wikialkb: تَشَابَه...