کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسیار | کلماتور
معانی کلمه : تسیار
تلفظ بین المللی :
/tˈasjɑr/
تلفظ :
[t'asjAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
شکر تیار
تیار کردن
تسیجر ویلفرد پاتریک
تسیران فرانسوا فلیکس
تسیمرمان ارتور
تسیمرمان تلگرام
تسیمرمان دومینیکوس
تسیمرمان یوهان گیورگ فون
تیار دوشاردن پیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
تسیار. [ ت َ ] ( ع مص ) رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). سیر. ( ناظم الاطباء ) ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به سیر شود.
فرهنگ فارسی
رفتن سیر
دانشنامه عمومی
(بهبهانی) تِسیار؛ نگهدار.
واژه نامه بختیاریکا
( تَسیار (ته سیار) )
دست یار؛ ( شاید هم معنی ته سوار یعنی آخرین سوار بدهد ) ؛ در بعضی منابع هم آتش یار گفته شده
کلمات مرتبط
شکر تیار
تیار کردن
تسیجر ویلفرد پاتریک
تسیران فرانسوا فلیکس
تسیمرمان ارتور
تسیمرمان تلگرام
تسیمرمان دومینیکوس
تسیمرمان یوهان گیورگ فون
تیار دوشاردن پیر
نظرات