تسویل. [ ت َ س ْ ] ( ع مص ) بیاراستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آراستن کاری را. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال سولت له ُ نفسه ؛ ای زینت.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آراستن کاری را در نفس. ( از متن اللغة ). آراستن و سهل و آسان کردن کاری را در نفس. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || بیراه کردن شیطان کسی...
فرهنگ عمید
آراستن چیزی برای گمراه ساختن و فریب دادن، اغوا کردن، به گمراهی افکندن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) به گمراهی افکندن ، آراستن چیزی برای اغوا کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- آراستن چیزی برای فریب و گمراهی دیگران . ۲- اغوا کردن بگمراهی افکندن . جمع : تسویلات .