کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسوس | کلماتور
معنی کلمه : تسوس
تلفظ بین المللی :
/tˈasvvos/
تلفظ :
[t'asvvos]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بریستول تسوس
تسوسسوو
تسوسمارسهاوزن
تسوسوو
تاسوس
تاوسیگ هلن بروک
تسلسل منطقی
تساسنهاوس هانس یولیوس
تستوسترون
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تسوس. [ ت َ س َوْ وُ ] ( ع مص ) کرم افتادن در طعام. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) : و اذا عتق السوسن المعروف بالایرس ، تسوس و تثقب غیر انه یکون حینئذ اطیب رائحة منه قبل ذلک و قوته مسخنة ملطفه و یصلح للسعال. ( ابن البیطار ج 1 ص 71 ).
کلمات مرتبط
بریستول تسوس
تسوسسوو
تسوسمارسهاوزن
تسوسوو
تاسوس
تاوسیگ هلن بروک
تسلسل منطقی
تساسنهاوس هانس یولیوس
تستوسترون
نظرات