کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسلس-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تسلس کردن
تلفظ بین المللی :
/tasˈallos kˈardan/
تلفظ :
[tas'allos k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تسلی کردن
تسلس
ذو تسلم
تالس تولستوی
تسلسل منطقی
تسلط بر نفس
تسلط داشتن
تسلط ناپذیر
تسلط یافتن بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تسلس کردن. [ ت َ س َل ْ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ریا و مکر کردن. سالوس فروشی کردن. سالوسی کردن :
او ندارد خود هنر الا همان
کو تسلس میکند با مردمان.
مولوی.
و رجوع به تسلس شود.
فرهنگ فارسی
ریا و مکر کردن سالوس فروشی کردن
کلمات مرتبط
تسلی کردن
تسلس
ذو تسلم
تالس تولستوی
تسلسل منطقی
تسلط بر نفس
تسلط داشتن
تسلط ناپذیر
تسلط یافتن بر
نظرات