کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسفسط | کلماتور
معانی کلمه : تسفسط
تلفظ بین المللی :
/tasˈafast/
تلفظ :
[tas'afast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
تسفطط
تسفط
تسفیط
تفسطط
تسلسل منطقی
تسلط بر نفس
تسلط داشتن
تسلط ناپذیر
تسلط یافتن بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
تسفسط. [ ت َ س َ س ُ ] ( ع مص ) سفسطة. سوفسطایی شدن :
این تسفسط نیست تقلیب خداست
می نماید که حقیقتها کجاست.
مولوی.
پس تسفسط آمد این دعوی جبر
لاجرم بدتر بود زین هر دو گبر.
مولوی.
و رجوع به سفسطه و سوفسطایی شود.
فرهنگ معین
(تَ سَ سُ ) [ ع . ] (مص ل . ) سفسطه کردن ، استدلال باطل کردن .
کلمات مرتبط
تسفطط
تسفط
تسفیط
تفسطط
تسلسل منطقی
تسلط بر نفس
تسلط داشتن
تسلط ناپذیر
تسلط یافتن بر
نظرات