تسبیب. [ ت َ ] ( ع مص )سبب ساختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از المنجد ): سببه ُالامر؛ کان سبباً له ُ ( المنجد ). || اسباب فراهم آوردن آن. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ): سببه ٌ الاسباب ؛ وجدها. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) : شاه باخود گفت شادی را سبب آنچنان غم بود از تسبیب رب .مولوی.|| دشنام دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فراوان دش...
فرهنگ عمید
۱. ایجاد سبب کردن، سبب ساختن. ۲. سبب سازی، وسیله انگیزی.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) ایجاد سبب کردن.۲- وصول کردن مالیات تا دینار آخر. ۳- حواله کردن طلب کسی بر دیگری که بدهکار است . ۴- ( اسم ) سبب سازی وسیله سازی . جمع : تسبیبات . سبب ساختن . یا دشنام دادن .
مترادف و متضاد
۱. سببسازی، وسیلهانگیزی، وسیلهسازی ۲. سبب ساختن ۳. ایجادسبب کردن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تسبیب، اصطلاحی در فقه و حقوق می باشد.اتلاف مال یا ایراد جنایت بر دیگری به طور غیر مستقیم و با زمینه سازی و فراهم کردن مقدّمات را تسبیب می گویند. و از عنوان تسبیب در باب غصب و دیات سخن رفته است.بیان تسبیبتسبیب در مقابل مباشرت (انجام دادن بی واسطه کاری) اصطلاحی در فقه و از مصادیق اتلاف است. در تسبیب بر خلاف مباشرت، اتلاف با واسطه و به طور غیر مستقیم و با فراهم کردن مقدّمات آن صورت می گیرد...