تس . [ ت َ ] (اِ) طپانچه و سیلی باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). طپانچه باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ) : رخ اعدات از تس نکبت همچو قیر و شبه سیاه آمد. رودکی (از فرهنگ جهانگیری ).اگر تو یادگیری یککی بس وگر با دوکنی یارت بنی کس و گر بی سه کنی بی یار گردی و گر افزون کنی بر سر زنی تس .(یکی از پارسیان از انجمن آرا)....
فرهنگ عمید
تپانچه#NAME?
۱. بادی که بیصدا از مقعد خارج شود. ۲. تف؛ خیو.
= تپانچه ۱. بادی که بی صدا از مقعد خارج شود. ۲. تف، خیو.
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) تپانچه ، سیلی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- باد بیصدایی که از مقعد خارج گردد. ۲- تف خدو خیو.
دانشنامه عمومی
(تَس) پس گردن، پس گردنی
تس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:تس (رمان)، اثر توماس هاردیتس (فیلم)، به کارگردانی رومن پولانسکیتس (فیلم ۱۹۲۴)، به کارگردانی مارشال نیلانتریشنا (فیلم ۲۰۱۱)، فیلمی هندی مقتبس از اثر هاردیwiki: فیلمی رمانتیک به کارگردانی رومن پولانسکی و اقتباسی از رمان تس از خانواده دوربرویل اثر توماس هاردی است که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ناستاسیا ...
گویش مازنی
۱از اصوات است ۲باد گندیده ی شکم – چس
درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن ...
/tos/ از اصوات است - باد گندیده ی شکم – چس & درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن گردد