تزویر کردن. [ ت َزْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دورویگی کردن و نفاق کردن و مکر کردن و فریب دادن و غدر کردن و دروغ گفتن. ( ناظم الاطباء ). سخن دروغ را آرایش دادن. دروغی را راست نمودن : اینجا بگاه نتوان تزویر شعر کردن افسوس کرد نتوان بر شیر مرغزاری.منوچهری.گفت چه گوئید اندر مردی که نامه مزور از من به عبداﷲ خزاعی برده است و بر من تزویر کرده از بهر فائده خویش.( تاریخ بخارا ) : خواهند جماعتی که تزویر کننداز ح...
مترادف و متضاد
falsify(فعل)
ساختن، تحریف کردن، دست بردن در، باطل ساختن، تزویر کردن