کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تزلیم | کلماتور
معنی کلمه : تزلیم
تلفظ بین المللی :
/tˈazlim/
تلفظ :
[t'azlim]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گوسفند تسلیم
پژوهشکده تعلیم و تربیت
تسلیم داشتن
تسلیم دشمن کردن
تسلیم شدن
تسلیم شونده
تسلیم نشدنی
تسلیم نشو
تسلیم هوای نفس شده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تزلیم. [ ت َ ] ( ع مص ) راست تراشیدن و نیکو قد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). راست و درست گردانیدن تیر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). راست و برابر گردانیدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( از متن اللغة ). || نرم و تابان کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نرم گردانیدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || بگردانیدن آسیا را و گرفتن کنارهای آن. (...
کلمات مرتبط
گوسفند تسلیم
پژوهشکده تعلیم و تربیت
تسلیم داشتن
تسلیم دشمن کردن
تسلیم شدن
تسلیم شونده
تسلیم نشدنی
تسلیم نشو
تسلیم هوای نفس شده
نظرات