تزاید. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) افزون شدن. ( زوزنی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). افزونی و ازدیاد و زیادتی. ( ناظم الاطباء ). || به تکلف افزودن در سخن و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تزید در سخن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || افزودن قیمت کالا هر یک مقابل دیگری تا به نهایت رسد. ( از المنجد ). مزایده. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغه ). || ( اِ...
فرهنگ عمید
۱. زیاد شدن، افزون شدن. ۲. افزونی، افزایش.
فرهنگ معین
(تَ یُ ) [ ع . ] (مص ل . ) زیاد شدن ، افزون گشتن .
فرهنگ فارسی
زیادشدن، افزون شدن، افزایش، افزونی ( مصدر ) ۱- زیاد شدن افزون گشتن . ۲- ( اسم ) افزونیفزونیافزایش.جمع:تزایدات افزون شدن افزونی و ازدیاد و زیادتی .
مترادف و متضاد
ازدیاد، افزایش، فزونی ≠ تقلیل، کاهش
۱. ازدیاد، افزایش، فزونی ≠ تقلیل، کاهش ۲. افزایش یافتن، افزونشدن، زیاد شدن ≠ تقلیل یافتن، کاهش یافتن