ترکتازی. [ ت ُ ] ( حامص مرکب ) ترکتاز. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تاخت آوردن به شتاب و تعجیل و بی خبر و ناگاه باشد بر سبیل تاراج و غارت نمودن. ( برهان ). غارتگری. ( فرهنگ رشیدی ). تاختن آوردن. ( صحاح الفرس ). بمعنی ناگاه تاختن بر سبیل غارت مثل تاختن ترکان. ( غیاث اللغات ) : ز زلفت بس نبود این ترکتازی که هندوی دگر را برکشیدی.خاقانی.بر آن شیشه دلان از ترکتازی فلک را پیشه گشته شیشه بازی.نظامی.گفت ...
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمص . ) ۱ - تاخت آوردن . ۲ - غارتگری .
فرهنگ فارسی
تاخت وتازکان قدیم به معنی تاخت وتازوجولان ۱- تاخت بشتاب و ناگاه بر سبیل تاراج و غارت کردن ( مانند ترکان قدیم ). ۲ - جولان .