blast (فعل)ترکاندنblow up (فعل)عصبانی کردن، ترکاندن، منفجر کردنchap (فعل)زدن، خشکی زدن، ترکاندن، انتخاب کردن، شکاف دادنpop (فعل)زدن، ترکاندن، ترکیدن، با صدا ترکیدن، پراندن، بی مقدمه اوردن، بی مقدمه فشار اوردن، به رهن گذاردن، به سرعت عملی انجام دادن...