ترویج. [ ت َرْ ] ( ع مص ) رایج کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). روان کردن.( تاج المصادر بیهقی ). روایی دادن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رواج دادن کالا. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || آرایش دادن کلام و مبهم ساختن آن چنانکه حقیقت آن درک نشود. ( از المنجد ). || تعجیل کردن چیزی را. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). || دوام یافتن غبار بر سر شت...
فرهنگ عمید
۱. رواج دادن، رونق دادن. ۲. روا کردن چیزی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) رواج دادن .
فرهنگ فارسی
رواج دادن، رونق دادن، رواکردن چیزی ۱- ( مصدر ) رواج دادن روا کردن روایی دادن . ۲- ( اسم ) رواج روایی . جمع : ترویجات .
دانشنامه عمومی
ترویج یا پیشبرد (به انگلیسی: PROMOTION)شامل فعالیتهایی می شود که مزایای کالا را به آگاهی می رساند و مشتریان هدف را تشویق به خرید آن می کند.ابزارهای اصلی چهارگانه فعالیت های پیشبردی به شرح زیر هستند:تبلیغات غیرشخصیتبلیغات پیشبرد فروشروابط عمومیwiki: ترویج ترویج (بازاریابی). ترویج یا پیشبرد (به انگلیسی: PROMOTION)شامل فعالیتهایی می شود که مزایای کالا را به آگاهی می رساند و مشتریان هدف را تشویق به خ...
مترادف و متضاد
ابلاغ، اشاعه، انتشار، تبلیغ، تداول، رواج، روایی، نشر