معانی کلمه : ترهه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سخن بی فایده، یاوه، بیهوده.
فرهنگ معین
(تُ رَّ هِ ) [ ع . ترهة ] (اِ. )=تره : ۱ - بیهوده ، یاوه . ۲ - سخن بیهوده . ج . ترهات .
فرهنگ فارسی
سخن بی فایده، یاوه، بیهوده، ترهات جمع
( اسم ) ۱- بیهوده یاوه . ۲- سخن بیفایده. جمع : ترهات .
باطل و سخن بیفایده ٠ یا راه خرد که از راه بزرگ بیرون رود ٠ یا بلا ٠ یا باد ٠
( اسم ) ۱- بیهوده یاوه . ۲- سخن بیفایده. جمع : ترهات .
باطل و سخن بیفایده ٠ یا راه خرد که از راه بزرگ بیرون رود ٠ یا بلا ٠ یا باد ٠
