کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترهب | کلماتور
معانی کلمه : ترهب
تلفظ بین المللی :
/tarˈahhob/
تلفظ :
[taR'ahhob]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ترهبل
ترهبن
ترهبون
ززرونه تربا
طهارت ترابیه
علی اکبر تربتی
علی تربتی
لله لوی تراب
مدینه التراب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ترهب. [ ت َ رَهَْ هَُ ] ( ع مص ) راهب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). راهب گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) : وان دگر بهر ترهب در کنشت وان یکی بهر حریصی سوی کشت.مولوی.|| پرستش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعبد کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || وعده بد کردن کسی را و ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). توعد. ( اقرب المو...
فرهنگ عمید
۱. راهب شدن.
۲. عبادت کردن، پرستش.
فرهنگ معین
(تَ رَ هُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پارسا شدن ، راهب شدن . ۲ - پرستش .
فرهنگ فارسی
راهب شدن، عبادت کردن، پرستش
۱- ( مصدر ) عبادت کردن راهب شدن . ۲- ( مصدر ) ترسانیدن . ۳- ( اسم ) پرستش عبادت .
کلمات مرتبط
ترهبل
ترهبن
ترهبون
ززرونه تربا
طهارت ترابیه
علی اکبر تربتی
علی تربتی
لله لوی تراب
مدینه التراب
نظرات