ترمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). اصلاح کردن بنا را. ( از المنجد ). مرمت کردن چیزی را. ( آنندراج ): رمم الحائط ترمیماً؛ اصلاح کرد آن دیوار را. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
مرمت کردن، اصلاح کردن خلل یا خرابی چیزی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) مرمت کردن ، باسازی .
دانشنامه آزاد فارسی
تَرمیم (regeneration)در زیست شناسی، رشد دوبارۀ اندام یا بافت تازه، پس از جداشدن یا ازبین رفتن اندام اصلی. در گیاهان، که فرد جدید را می توان از بریدن قطعه ای از گیاه اصلی به دست آورد، پدیده ای رایج است. در جانوران، ترمیم ساختارهای اصلی به موجودات ابتدایی محدود است. برخی از مارمولک ها می توانند در صورت از دست دادن دم، آن را دوباره تولید کنند و یک کرم پهن جدید را می توان از قطعه ای کوچک از کرم دیگر ر...
فرهنگ فارسی
مرمت کردن، اصلاح کردن خللی یاخرابی چیزی ۱- ( مصدر ) مرمت کردن رخنه بستن خلل بر گرفتن . ۲-( اسم ) مرمت . جمع : ترمیمات .