معانی کلمه : ترقی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بر شدن، بالا رفتن، بلند شدن.
۲. به درجۀ بلند رسیدن.
۲. به درجۀ بلند رسیدن.
فرهنگ معین
(تَ رَ قّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - بالا رفتن . ۲ - به درجات عالی رسیدن .
فرهنگ فارسی
برشدن، بالارفتن، بلندشدن، بدرجه بلندرسیدن
۱-( مصدر ) پر شدنبالا رفتنبرتری یافتن بدرجات عالی رسیدن . ۲-( اسم ) برتری یابی . جمع : ترقیات .
دهی از دهستان پایین رخ است که در بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه و بر ۱۲ هزار گزی شمال جاد. ماشین رو کدکن به رباط سنگ قرار دارد .
۱-( مصدر ) پر شدنبالا رفتنبرتری یافتن بدرجات عالی رسیدن . ۲-( اسم ) برتری یابی . جمع : ترقیات .
دهی از دهستان پایین رخ است که در بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه و بر ۱۲ هزار گزی شمال جاد. ماشین رو کدکن به رباط سنگ قرار دارد .
دانشنامه عمومی
بالارفتن،به درجات بالارسیدن،پیشرفت
مترادف و متضاد
ارتقا، اعتلا، پیشرفت، پیشروی، ترفیع، تعالی ≠ تنزل، پسرفت
۱. ارتقا، اعتلا، پیشرفت، پیشروی، ترفیع، تعالی ≠ تنزل، پسرفت
۲. رونق، توسعه ≠ تنزل
۳. رشد، برکشی
