ترفئة. [ ت َ ف ِ ءَ ] (اِخ ) سنة الترفئة؛ نام سال چهارم ازهجرت بزمان رسول (ص ). (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
ترفیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) با کسی گفتن بالرفاء و البنین در وقت نکاح . (از تاج المصادر بیهقی ). بالرفاء و البنین گفتن به وجه دعا در زناشویی یعنی مجتمع و برچسبان و با آرام و طمانیت (کذا) باشند. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). بالرفاء ...
فرهنگ عمید
در رفاه و آسایش قرار دادن، آسوده و تن آسان کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) آسایش دادن .
فرهنگ فارسی
دررفاه و آسای قراردادن، رفاهیت دادن، تن آسان ( مصدر ) آسایش دادن تن آسان کردن در رفاه داشتن . جمع : ترفیهات . آسان گردانیدن کار بر کسی . آسوده داشتن رهایش دادن از غم و اندوه و آسایش دادن . آسودگی و آسایش دادن و خوش وقت گردانیدن.