کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترشیده | کلماتور
معانی کلمه : ترشیده
تلفظ بین المللی :
/torʃˈideː/
تلفظ :
[toRS'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
دختر ترشیده
حبابهای روی ماست و شیر ترشیده
ترشیدگی
چیز تراشیده
سر تراشیده
قسمت تراشیده سر کشیش
تراشیده
ترکیده
ترسیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
ترشیده. [ ت ُ / ت ُ رُ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) ترش شده. || دختر ترشیده ؛ در تداول عامه ،دختری که بسیارسال شده و هنوز به شوهر نرفته است.
فرهنگ عمید
۱. ترش شده.
۲. مادۀ خوراکی فاسدشده.
۳. [عامیانه، مجاز] ویژگی دختر مجردی که از سن ازدواج گذشته باشد.
فرهنگ فارسی
ترش شده یا دختر ترشیده در تداول عامه دختری که بسیار سال شده و هنوز به شوهر نرفته است .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
rank (صفت)انبوه، جلف، ترشیده، طلب شدهrancid (صفت)فاسد، باد خورده، نامطبوع، متعفن، ترشیده، بو گرفتهfrowsy (صفت)شلخته، پوسیده، چرک، پلید، بد بو، ترشیدهfoxy (صفت)حیله باز، حنایی، ترشیده، روباه صفتoverripe (صفت)ترشیده، بسیار رسیدهmusty (صفت)کهنه، پوسیده، ترشیده، کپک زده، بوی ناگرفتهfrowzy (صفت)شلخته، پوسیده، چرک، پلید، بد بو، ترشیده...
واژه نامه بختیاریکا
کیمند؛ دُر دالو؛ ترشنیده؛ ور تُرُشنیده
کلمات مرتبط
دختر ترشیده
حبابهای روی ماست و شیر ترشیده
ترشیدگی
چیز تراشیده
سر تراشیده
قسمت تراشیده سر کشیش
تراشیده
ترکیده
ترسیده
نظرات