کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترشح-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ترشح کردن
تلفظ بین المللی :
/tarˈaʃʃoh kˈardan/
تلفظ :
[taR'aSSoh k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بزاق از دهان ترشح کردن
شیر ترشح کردن
رو ترش کردن
با ترشی مخلوط کردن
ترش کردن
ترشه کردن
ابرو ترش کردن
ترشکردن معده
ترش لگامی کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
عمل تولید و خروج موادی با اثر کاراندامشناختی خاص از برخی یاختهها و غدهها
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
discharge (فعل)خالی کردن، مرخص کردن، خارج کردن، معزول کردن، درکردن، اداء کردن، ترشح کردن، منفصل کردنspatter (فعل)الودن، پاشیدن، ترشح کردنsprinkle (فعل)پاشیدن، ترشح کردن، گلنم زدن، اب پاشی کردنsplash (فعل)ریختن، ترشح کردن، چلپ چلوپ کردنsplatter (فعل)ترشح کردن، چلپ چلوپ کردنsecrete (فعل)تراوش کردن، پنهان کردن، ترشح کردنplash (فعل)چکیدن، ترشح کردن، چکه کردن، صدای چلپ چلوپ ایجاد کردنsplutter (فعل)ترشح...
فرهنگستان زبان و ادب
{secrete} [زیست شناسی] عمل تولید و خروج موادی با اثر کاراندام شناختی خاص از برخی یاخته ها و غده ها
کلمات مرتبط
بزاق از دهان ترشح کردن
شیر ترشح کردن
رو ترش کردن
با ترشی مخلوط کردن
ترش کردن
ترشه کردن
ابرو ترش کردن
ترشکردن معده
ترش لگامی کردن
نظرات